الشيخ أبو الفتوح الرازي

44

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بماندند ، و خداى تعالى اين ( 1 ) نعمت بر ايشان ياد ايشان داد ( 2 ) : * ( وَاللَّه وَلِيُّهُما ) * ، بان لطف لهما ، و خداى تعالى يار ايشان بود به لطف ( 3 ) كه به ايشان كرد . و در خبر است كه جابر گفت : كاشك كه تا اين « همّه » ما كرده بودمانى و در حقّ ما اين ولايت ( 4 ) آمده بودى كه : * ( وَاللَّه وَلِيُّهُما ) * . * ( وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * ، و بر خداى بايد تا ( 5 ) مؤمنان توكّل كنند ، يعنى بر خداى و بر جز خداى نه ( 6 ) . فايدهء تقديم « على اللَّه » اين است كه گفته شد . قوله : * ( وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه بِبَدْرٍ ) * ، « واو » عطف است جمله را بر جمله ، و « لام » تأكيد راست ، و « قد » تحقيق راست . حق تعالى در اين آيت تذكير نعمت كرد و گفت : خداى تعالى شما را كه مسلمانانى ( 7 ) نصرت كرد به بدر . * ( وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ) * ، « واو » حال راست ، در آن حال كه شما ذليل و مهين و ضعيف بودى ( 8 ) . شعبى گفت : « بدر » نام مردى است كه او را چاهى بود ، [ آن چاه ] ( 9 ) به او باز خواندند و آن را بدر نام نهادند . واقدى گفت : من اين بگفتم با عبد اللَّه جعفر و محمد صالح ، ايشان انكار كردند و گفتند : خلاف اين است ، بل اين اسمى است موضوع اين جايگاه را ، چنان كه : اسماء المنازل و المواضع باشد . هم او گفت : يحيى نعمان غفارىّ ( 10 ) را گفتم اين حديث ، او گفت من از پيران ما شنيدم ( 11 ) كه : اين نام آبى است كه ما را و اسلاف ما را بود ، و آن از بلاد غفار است ، از بلاد جهينه نيست . و ضحّاك گفت : نام آبى است بر دست راست مكّه و مدينه ، و آن اوّل غزايى بود كه رسول - عليه السّلام - در او قتال كرد ، و غزواتى كه رسول - عليه السّلام - به نفس

--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر همه . ( 2 ) . دب : نعمت بر ايشان فرود و بر ايشان خواند ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نعمت بر ايشان فرمود كه خود را جلّ صفاته يار ايشان خواند . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بود بر آن لطف . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آيت . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : كه . ( 6 ) . مب : و نه بر غير خداى . ( 7 ) . وز : مسلمانى ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مسلمانانيد . ( 8 ) . مب ، مر : بوديد . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . مب ، مر : يحيى بن نعمان غفارى . ( 11 ) . مب ، مر : ما از پيران خود شنيديم .